دنيا دار مكافات عمل است
داستاني آموزنده از مباحث درس اخلاق استاد عزيز حاج عباس سليمي :
در اوايل علني شدن تبليغ پيامبر بزرگ اسلام (ص) در مكه ، روزي ايات جديدي بر پيامبر (ص) نازل شد و ايشان از اصحاب خواستند كه يكي اين آيات را در كنار كعبه تلاوت كند ، در اين ميان ابن مسعود كه پيرمردي مسن و نحيف بود داوطلب شد و به كنار كعبه رفت ، در حين تلاوت آيات قرآن ابوجهل (كه آن زمان از بزرگان عرب بوده و او را ابوالحكم مي ناميدند) نزديك شد و سيلي محكمي بر گوش ابن مسعود زد ، در همين حال پيامبر نزديك شد و چشمان مباركشان به صورت ابن مسعود افتاد كه خون از گوش وي سرازير و اين خون با خاك مخلوط شده بود و از ديدن اين صحنه بسيار ناراحت شد ليكن در همين لحظه جبرييل را ديدند كه لبخند مي زند





